ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
51
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بر او سايه افكنده بودند . همين كه نگاه كرد ، جاى هدهد را در ميان پرندگان خالى يافت . اين بود كه گفت : لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ [ ( 1 ) ] ( او را سخت كيفر دهم يا سرش را ببرم ، مگر اين كه براى غيبت خود دليلى روشن بياورد . ) در آن هنگام هدهد به كاخ بلقيس رفته و در پشت كاخ او بوستانى ديده و فريفته سرسبزى و خرمى آن شده و در آن جا فرود آمده بود . در آن بوستان هدهد ديگرى ديد و ازو پرسيد : « كجا هستى ؟ از خدمت سليمان غافل شده و بدين جا آمدهاى ؟ درين جا چه ميكنى ؟ » در پاسخ او گفت : « سليمان كيست ؟ » هدهد چگونگى دستگاه سليمان و شكوه فرمانروائى او و پرندگان و آفريدگان ديگرى كه به فرمانش درآمده بودند همه را شرح داد . آن هدهد از شنيدن اين سخنان دچار شگفتى شد . هدهد سليمان گفت : از اين شگفت انگيزتر ، مردم اين سرزمين هستند كه با وجود بسيارى و انبوهى ايشان ، زنى پادشاهشان است . وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ [ ( 2 ) ]
--> [ ( 1 ) ] - سوره نمل - آيه 21 [ ( 2 ) ] - سوره نمل - آيه 23